شوق پرواز

شوق پرواز

از زمانی که خبر ساخت سریال«شوق پرواز» زندگی نامه شهید عباس بابایی به بازیگری «شهاب حسینی» را شنیدم، بی صبرانه منتظر لحظه های اشک آلود تماشای برگ برگ زندگی مردی از جنس آسمان بودم.

وقتی برخی از عوامل این سریال مانند آقای یدالله صمدی، آقای شهاب حسینی، خانم الهام حمیدی و خانم افسانه بایگان را در دیدار هنرمندان با رهبری دیدم بیش از پیش منتظر شروع اکران یک سریال فاخر و ارزشمند بودم.

بلاخره لحظات انتظار به سر رسید و چشم ما به سریالی ارزشمند از جنس انقلاب و شهدا روشن شد، هر جمعه برنامه ام را طوری تنظم می کردم که حتی المقدور هیچ یک از قسمت های این سریال را از دست ندهم.

اما بر خلاف انتظارم این سریال نتوانست آنگونه که کتاب «پرواز تا بی نهایت» که زندگی نامه شهید خلبان عباس بابایی است، نظرم را تامین کند. من با خواندن هر فصل از این کتاب آنقدر محو جمال و زیبایی باطن معنوی شهید می شدم که بارها با خود زمزمه می کردم که: یا لیتنی کنت معکم و سیل اشکانم جاری می شد.

البته من آدمی هستم که در برابر هرگونه اشاره ای به ارزش و جایگاه شهادت و شهیدان اشکم در مشکم است و با یک اشاره ی ساده و از آنجاکه خود را جامانده ی از غافله ی شهدا می دانم، ابر چشمانم بی اجازه شروع با باریدن می کنند و آبرویم را پیش حاضرین می برد.

مثلا؛ در روزگاری که سریال «مختارنامه» در حال پخش بود، طوری شده بود که پسرم «ابوالفضل» گاهی در حال تماشای سریال رو به من می کرد و با زبان کودکانه اش می پرسید؛ بابا چرا گریه نمی کنی؟؟!!

ولی این سریال با تمام برجستگی هایش، نتوانست آنگونه که کتاب زندگی نامه ی شهید بابایی، چشمانم را شست، چشمانم را بشوید. البته بی نسیب هم نبودم. اما به نظرم اشکی هم اگر بارید با پیش زمینه ای که از مطالعه ی کتاب مذکور داشتم، میسر شد.   

از نظر من یک اثر فاخر در عرصه ی دفاع مقدس و در راستای معرفی شهیدان به جامعه، آن است که مخاطب را به حس «قبطالــژی» برساند.

واژه ی «قبطالـژی» واژه ای جدید است که خودم برای اولین بار در این مطلب استفاده می کنم و در توضیح آن باید بگویم که واژه ی «نستالژی» که واژه ای شناخته شده در عرصه ی هنر نویسندگی، فیلم سازی، عکاسی و ... می باشد، همانگونه که می دانید به معنای: «یادش به خیر چه روزهایی بود» و «ای وای چه روزگاری داشتیم» می باشد. اما واژه ی جدید «قبطالـوژی» در واقع همان حس « یا لیتنی کنت معکم» است.

به هر حال مقصودم از نگاشتن این مطلب، تشکر و قدردانی از تمامی عوامل و دست اندکاران این سریال بود.

تعجب نکنید! در این وانفسای عرصه ی فیلم و سریال که جز بر طبل هجوم فرهنگی و تخریب خانواده نمی کوبند، به واقع باید دست هرآن کس که به هر اندازه در جهت معرفی ارزش های انقلاب و دفاع مقدس تلاش می کند بوسید و به گرمی فشرد.

سریال شوق پرواز اگر چه در حد و اندازه ی نام شهید بابایی نبود، اما باید اعتراف کرد که «دیکته ی ننوشته غلت ندارد.» و این سریال علی رغم کاستی هایی که داشت و مطمئنا مورد تایید عوامل این سریال نیز هست، گامی مؤثر در جهت شناساندن این شهید بزرگوار، به نسل جدید بود.

پس با تمام وجود برای همه عوامل «شوق پرواز» آرزوی پریدنی بلند و بی پایان در عرصه ی ساخت هرچه بهتر و بیشتر سریال هایی از این دست را از خداوند می خواهم.

زندگی سرداران شهید کشورمان و نیز گنجینه ی گرانقدر دفاع مقدس، دست مایه ای پایان ناپذیر و گرانقدر برای هنرمندان عرصه فیلم و سریال است. که امیدوارم به همت هنرمندان متعهد کشور، بیش از پیش از این گنج بی پایان استخراج شود و در اختیار تشنگان این عصر گذاشته شود.

/ 0 نظر / 38 بازدید